از کوزه همان برون تراود که در اوست
با گناه راه خدا رفتنی نیست
فریاد من از فراق یار است…
بی یاد تو نمیگذرد صبح و شام ما
دل عاشق در آتش محبت تطهیر میشود
سکوتی که جان را راه میبرد
دوری از ولی خدا دوری از توحید و ولایت است
وَ مَن عَشِقتُه قَتَلتُه
در کوی ما شکسته دلی میخرند و بس
ذکر بیشتر، نور بیشتر…